عبد الحسين شهيدى صالحى
9
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
امام عليه السلام دو مقام دارد : عصمت و علم ؛ سخن ، عمل و تقرير او را مانند سنت نبوى قابل استناد مىداند و بر اين اساس در دوره طولانى امامت [ 11 تا 329 ه . ق ] ثروت عظيم و تراث علمى و ميراث گرانقدرى را گردآورده كه اهل سنت آن را فاقدند افزون بر اين از مهمترين عوامل نزد اهل سنت كه موجب خلاء حديث شد ، منع تدوين حديث پس از وفات رسول الله ( ص ) در سال يازدهم هجرى بود ، هنگامى كه ابو بكر به اريكه قدرت رسيد دستور منع تدوين حديث را صادر كرد و اين ممنوعيت تا عصر عمر بن عبد العزيز ادامه داشت و پس از به قدرت رسيدن عمر بن عبد العزيز در سال 99 ه . ق ممنوعيت برداشته شد از اين روى حدود يك قرن اهل سنت از نگاشتن حديث بازداشته شدند و اين امر باعث شد كه بسيارى از احاديث فراموش شده يا اينكه تحريف شوند ، امّا در نزد شيعه خوشبختانه چنين نبوده است . ذهبى به نقل از حاكم به سند متصل به عايشه نقل مىكند ( . . عايشه مىگفت : پدرم پانصد حديث از رسول الله ( ص ) تدوين كرده بود و نزد من نگهدارى مىشد سپس يك روز آنها را از من طلبيد و آتش خواست و تمام آنها را در آتش سوزاند . . . ) « 1 » پس از خليفه اول ، عمر و عثمان و ساير خلفاء بنى اميه منع تدوين حديث را دنبال مىكرند در حالى كه شيعه در پيروى از آراى امامان دوازدهگانه خود جديّت داشت و از رهنمودهاى خاندان عصمت و طهارت ( ع ) الهام گرفت بر خلاف اهل سنت كه حديث را منحصرا از طريق صحابه رسول اكرم ( ص ) اخذ كرده است . عامل ديگرى كه سبب شد تا شيعيان در گسترش فرهنگ اسلامى و معارف الهى از ساير طوائف اسلامى پيشى گيرند ، گردآمدن آنان به دوره ائمه هدى و خاندان عصمت و طهارت بود زيرا پس از به شهادت رسيدن امير المؤمنين على ( ع ) در سال 40 ه . ق در مسجد اعظم كوفه مركز قدرت مطلق مسلمانان به دست معاويه ( 41 - متوفى 60 ه . ق ) افتاد سپس فرزندش يزيد [ 60 - متوفى 64 ه . ق ] و بعد مروان 64 ه . ق و همگى آنان بيشتر وقت خويش را در گوش فرا دادن به غنا و مجالس رقص و شرابخوارى و خوشگذرانى سپرى مىكردند ، بطوريكه دربارهء خوشگذرانى آنان آمده است كه سالها پس از مرگ ، معاويه و فرزندش يزيد و مروان مردم شام دختران خويش را به شرط باكره بودن شوهر نمىدادند زيرا براى خوشگذرانى معاويه و يزيد و بعد مروان ، مأموران دختران زيبارو را ربوده و به كاخ سلطنتى مىبردند و خود مأموران به جان
--> ( 1 ) - شمس الدين محمد ذهبى : تذكرة الحفاظ ج 1 ص 5 بيروت دار احياء التراث العربى .